الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
37
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)
آنها در حدوث وبقا به قرآن وابسته است . اين نكته با شيوهى معصومان عليهم السلام ، از طريق رواياتِ متواتر كه قرآن را معيار مطلق براي ارزيابى هر نوع حديثي مىشناسند ، به خوبى قابل درك است . بداهت اين مطلب هنگامى جلوه مىكند كه توجه داشته باشيم در أحاديث ، احتمال وضع وجعل وراه يافتن انديشههاى غاليان واسراييليات و . . . وجود دارد ونيز طبيعت مسأله ( اثبات تحريف قرآن به وسيلهى روايات ) ، با اهميت فوق العادهاش ، اقتضا مىكند كه أحاديث آن در عين اصالت سند ، فراوان واز نظر دلالت نيز شفاف ونصِ در مراد باشند ؛ در غير اين صورت به جاى آن كه راهنما باشند گمراه كنندهاند ودست انسان را از قرآن وسنت كوتاه مىكنند ؛ چون در اين فرض قرآن قادر به هدايت نيست ، آدمي را به مقصد نمىبرد وبا آسيبِ تحريف از كار مىافتد ونمىتواند ميزان صحت وسقم اخبار باشد ؛ بنابراين ، آيا پذيرفتنى است با آن كه معصومان ، مُبيِّن وحى وهم عدل قرآن ( به دليل حديث ثقلين ) « 1 » ووارثان واقعي اين كتاباند وبا تطهير ويژهاى كه خداوند به آنان ارزانى داشته « 2 » وروحشان را با حقيقت قرآن پيوند داده است ، بر خلاف آيات قرآن وتعاليم آن سخنى برانند ؟ ! 8 . ريشهى اعتقاد به تحريف قرآن چيست ؟ ريشهى تحريفگرايى ، غفلت از حاكميت مطلق قرآن بر تمام روايات وانديشههاست . تحريفگرايان ، روايات را حاكم بر قرآن مىشناسند ، در حالي كه روايات ، بنا به خود قرآن ونص صريح معصومان عليهم السلام در اخبار عرض ، محكوم قرآناند . تحريفگرايان از روح حاكم بر تعاليم وحى فاصله گرفتهاند واز اين رو ديدگاههاى سست وباور نكردنى ارائه مىدهند ؛ به طور نمونه ، يكى از ادلّهى تحريفگرايى ، تشبّث به حديثي مرسل است كه مىگويد :
--> ( 1 ) . در مورد سندها ومنابع حديث ثقلين ، ر . ك : لجنة التحقيق في مسألة الإمامة ، « كتاب اللَّه وأهل البيت فيحديث الثقلين » ؛ مير حامد حسين هندى ، عبقات الأنوار : ج 1 ، ص 17 - 327 وج 2 ، ص 10 - 392 ، وشيخ حسين راضى ، الهوامش التحقيقية لكتاب المراجعات ، ص 326 . ( 2 ) . محمد حسين طباطبائى ، الميزان في تفسير القرآن ، ج 16 ، ص 309 به بعد ور . ك : ولىاللَّه نقىپور ، بررسى شخصيّت أهل بيت در قرآن ، ص 256 .